خاطرات کودکی
اولین روز دبستان بازگرد/شادی آن روز هایم بازگرد
بازگرد ای خاطرات کودکی/بر سوار اسب های چوبکی
خاطرات کودکی زیباترند/یادگاران کهن مانده ترند
درس های سال اول ساده بود/آب را بابا به سارا داده بود
مانده در گوشم صدایی چون تگرگ/خشخش جاروی مادر روی برگ
همکلاسی های من یادم کنید/باز هم در کوچه فریادم کنین
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود/جمع بودن بود و تفریقی نبود
ای دبستانی ترین احساس من/بازگرد این مشق ها را خط بزن ....
+ نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 21:6 توسط زهرا جوهری
|
خوشحالیم از این بابت که لااقل در فضایی مجازی توانستیم مشوق همکلاسی های عزیزمان در گفتن و شنیدن و خواندن و نوشتن باشیم. امید آن داریم که این وبلاگ که هدف از پایه گذاری آن در ابتدا جز به ثمر نشاندن ذهن بارور دوستانمان نبود،بتواند سهم کوچکی در شاه نشین ذهن آنها داشته باشد. تنها یک خواهش که بر قلم آوردن آن را به شما فرهیختگان توهین ولی به رسم عادت مالوف و دیدن ناملایمات تاسف بار بر دوش خود وظیفه میدانیم و آن اینکه توهین به دیگران را بر ذهن زیبایتان راه ندوانید.باشد که در این محدوده فرق دموکراسی و آنارشی را بدانیم که:دموکراسی روا بودن سخن است و آنارشی روا دانستن توهین.