بهشتی نامه 2

پیش نوشت:خیلی بده واسه وبلاگی که ی زمانی ی عالمه مشتری و پای ثابت داشت ، پستها خونده میشد و بازار نظرات و حتی کل کل ها حسابی داغ بود چنین روزی رو ب خودش ببینه!راستشو بخواید خیلی خودمو کنترل کردم که چیزی دیگه ننویسم و پستی نذارم ولی نشد!جدا انتظار استقبال بیشتری از پست قبلیم داشتم ولی خب انتظارم انگار نا بجا بود.ولی به هر حال حیفم اومد این پست ادامه پیدا نکنه. و با اجازه دومیشم خودم گذاشتم:

در اسلام همه ی مردم در برابر کلیه قوانین و دستگاه های قانونی برابرند.هرکس از هر طبقه و دارای شغل و مقامو منصبی باشدمشمول کلیه قوانین هست.قوانین اسلام و دستگاه های قضای و اجرایی آن شغل و مقامو مزایا فردی نمیشناسد.رییس حکومت با یک فرد عادی،مالک عمده با کشاورز،کارفرما بزرگ با کارگر ساده،عالم و جاهل،مرجع تقلید و مقلدین او،شاه و رعیت و... همه در برابر قانون و مجریان  آن یکسانند.

بانقل غیر مستقیم از کتاب ولایت،رهبری و روحانیت

بهشتی نامه 1

شهید بهشتی:

دانشجو رسالتش در این است که دربرابر دردهای جامعه برای همیشه حساس بماند.

وای به روزی که تحصیلکرده های جامعه اعم از روحانی و دانشگاهی،در شکل آموزگار ،مرجع تقلید،محقق،اسلام شناس،نویسنده و ....تبدیل بشود به گروه بی درد!

 

پ.ن:ی زمانی اگه یادتون باشه ی گلایه ای تو وبمون مطرح شد مبنی بر اینکه ما از کسی که اسم دانشگاهمون به نامشه چیزی نمیدونیمو تو دانشگاهم هیچ اسم و رسمی از ایشون شاید به جز اون عکس و یه تابلو نیست!

ما هم اومدیم گفتیم بیایم از وب خودمون شروع کنیم.امروز بعد از مدتها از اون ماجرا چون هیچ کاری نشد گفتم شروع کنم تا کم کمک بقیه بچه ها این مطلب ما رو پی بگیرن و با همین موضوع ادامه بدن.عنوانشم فعلا گذاشتم "بهشتی نامه".اما هر نظری که درباره این ایده و این عنوانو مطالبی که میتونیم بنویسیم دارین با آغوش بسیار باز میپذیریم!

مادر دو بخش دارد......

ما

    و

        در

و ما هر چه میکشیم از بخش دوم است.....

و او هر چه میکشد از بخش اول است......

ای کاش تسکینی برای دردش میشدیم.....

پیام تبریک

جناب مستطاب صادق سازگاری، نماینده محترم مردم دانشکده و مدیریت گرامی وبلاگ ، انتصاب شما مهره دلسوز و انقلابی را به ریاست هسته حقوق عمومی انجمن میزان تبریک گفته و امیدواریم در این راه پرتلاطم همواره با حرکت در راستای آرمان های متعالی انقلاب به منظور تعالی این نظام مقدس از جان و مال خود ذره ای کم نگذارید. امید که مورد عنایات واسعه ی حضرت حق قرار گیرید.

   ومن الله توفیق    

ستاد حامیان برادر،صادق سازگاری

سری جدید صندلی داغ

به نام خدا

سلام

خیلی خوشحالم از اینکه یه بار دیگه این پست پرطرفدار داره احیا میشه و خیلی خوشحالترم که مهمان اول صندلی داغ در وبلاگ جدید من هستم! امیدوارم پست خوبی بشه!فقط 2 چیز:

 ۱.اون تذکرات آیین نامه ای!!!مدیر وبلاگ فراموش نشه خواهشا!

۲.دیدین این روزنامه هایی که تیترای خیلی جذاب میزنن ولی مطلب هیچ جذابیت تیترونداره!این صندلی داغ ماهم همون ماجرا رو داره عنوانش "داغ"ه ولی امیدوارم سوالات در حد "گرم"و "ولرم"و ایناباشه!!!

ممنونو متشکر!!!

پایان نوشت: ممنون از همه اونایی که نظر گذاشتنو همه کسایی که این پستو خوندن. خوشحالم که این صندلی داغ به خوبیو خوشی به پایان رسید. در ضمن قرار شد که پست حذف نشه و تو آرشیو باقی بمونه!

موفقو پیروز باشید!!!

ترم سه یعنی...

ترم سه یعنی ۵ صبح از خواب بیدار بشی و ۶ دانشکده باشی تا از ته دیگ واحدها خلاصه یه چیزی گیرت بیاد!

ترم سه یعنی  کلاسای سه شنبه و چهار شنبه رو میتونی با خیال راحت بپیچونیو نیای!

ترم سه یعنی ۱۸ واحد برداری ولی به اندازه ساعات ۲۴ واحد کلاس داشته باشی و کل روزاتو دانشگاه باشی!

ترم سه یعنی از کله صبح تا ۵ بعد ظهر کلاس داشته باشی و تازه از ۵تا ۶ هم واست کلاس فوق العاده بذارن تا وقتی میرسی خونه جنازه ای بیش نباشی!

ترم سه یعنی یه نشست ویژه ورودیهای سال خودت که هیچی نداشته باشه حداقل مزد شرکتت توی جلسه رو با یه چایی و کیک آخرش بهت میدن!

ترم سه یعنی تازه بفهمی مدنی یعنی چی و چه جوری باهاش میشه وکالت کردو به مردم کمک کرد!

ترم سه یعنی بفهمی بالاترین قانون مملکتت چی میگه و چه معایبو محاسنی داره!

ترم سه یعنی مقاله پشت مقاله و هی پشت هم خلاصه کردن مقاله!

و ترم سه یعنی همایش و پایان نامه و ...!

پ.ن:اما ترم سه!با همه خوبیها و بدیهات دوستت دارم چون میدونم دیگه تکرار نمیشی!!!