عشق

 

امام راحل در سال 1312 شمسي كه عازم سفر حج بودند، در بيروت نامه‌اي محبت‌آميز براي همسر خويش نوشتند بدین ترتیب :

   ((تصدقت شوم ، الهی قربانت بروم ، در این مدت که مبتلا به جدایی از آن نور چشم عزیز و رقت قلبم گردیده ام ، متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آئینه ی قلبم منقوش است . عزیزم امیدوارم خدا شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند . حال من با هر شدتی که باشد می گذرد ولی به حمدلله هر چه پیش آمده خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم . حقیقتا جای شما خالی است . فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد . صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره ی عالی به دل بچسبد . در هر حال امشب شب دوم است که منتظر کشتی هستیم . از قرار معلوم یک کشتی فردا حرکت میکند ولی ما که قدری دیر رسیدیم ، باید منتظر کشتی دیگر باشیم . عجالتاً تکلیف معلوم نیست . امید است خداوند به عزت اجداد طاهرینم که همه ی حجاج را به اتمام عمل موفق کند . از این حیث قدری نگران هستم ولی از حیث مزاج بحمدلله به سلامت بلکه مزاجم  مستقیم تر و بهتر است . خیلی سفر خوبی است . جای شما خیلی خیلی خالی است . دلم برای پسرت سید مصطفی قدری تنگ شده است . امید است که هر دو به سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزیز و محافظت خدای متعال باشید . ایام عمر و عزت مستدام .

 تصدقت ، قربانت

 روح الله ))

 

 

سیاست

 

  در اولين روز سال 1989 ميلادي ـ 11 دي 1367 ـ نامه معروف و تاريخي امام‌خميني خطاب به ميخائيل گورباچف آخرين رئيس‌جمهور شوروي که شامل پیش بینی حیرت انگیز حضرت امام درباره مرگ کمونیسم بود منتشر شد که بخش هایی از آن در پایین ذکر شده:

 

((...جناب آقاي گورباچف، براي همه روشن است كه از اين پس كمونيسم را بايد در موزه‌هاي تاريخ سياسي جهان جستجو كرد؛ چرا كه ماركسيسم جوابگوي هيچ نيازي از نيازهاي واقعي انسان نيست؛... ))

 ((...امروز ديگر چيزي به نام كمونيسم در جهان نداريم. ولي از شما جداً مي‌خواهم كه در شكستن ديوارهاي خيالات ماركسيسم، گرفتار زندان غرب و شيطان بزرگ نشويد. اميدوارم افتخار واقعي اين مطلب را پيدا كنيد كه آخرين لايه‌هاي پوسيده هفتاد سال كژي جهان كمونيسم را از چهره تاريخ و كشور خود بزداييد. امروز ديگر دولتهاي همسو با شما كه دلشان براي وطن و مردمشان مي‌تپد هرگز حاضر نخواهند شد بيش از اين منابع زيرزميني و رو زميني كشورشان را براي اثبات موفقيت كمونيسم، كه صداي شكستن استخوان‌هايش هم به گوش فرزندانشان رسيده است، مصرف كنند...))

 

شعر

 

  این شعر البته آخرین شعر حضرت امام نیست چرا که در تاریخ بهمن ۶۵ سروده شده اما در دیوان اشعار امام نویسنده بیان می کند که دوساعت مانده به رحلت، امام شعر را می خوانند و توسط نویسنده تحریر می شود.

 

 روز وصل

غم مخور! ایّام هجران رو بپایان می‌رود

                                                  این خماری‌، از سر ما میگُساران می‌رود

 پرده را از روی‌ ماه خویش بالا می‌زند

                                                  غمزه را سر می‌دهد، غم از دل و جان می‌رود

 بلبُل اندر شاخسار گُل هویدا می‌شود

                                                  زاغ با صد شرمساری‌، از گُلِستان می‌رود

 محفِل از نور رُخ او نورافشان می‌شود

                                                   هر چه غیر از ذکر یار، از یاد رِندان می‌رود

 ابرها از نور خورشید رُخش پنهان شوند

                                                    پرده از رُخسار آن سرو خرامان می‌رود

 وعده‌ی‌ دیدار نزدیک است یاران! مژده باد

                                                    روز وصلش می‌رسد، ایّام هجران می‌رود