اللهم العن الجبت و الطاغوت
بسم رب النور
بسم رب العشق
بسم رب الهادی المهدی
آن که شعر و هرچه موسیقی ست
نذر درگاهش
آن که پاکان هنر در پای او سجاده افکندند
بسم رب العشق
آن که حافظ ها و سعدی ها
عشق او و آل او را بر زبان دارند
بسم رب الهادی المهدی
صاحب عصری که عالم وامدار اوست
گرچه دجالان بدآهنگ
گرچه شیطان های بد ترکیب
داردار و واق واق خویش را آواز می گویند
این نه موسیقی ست
این نه شعر و نه ترانه
این همه فحش است
این فضیحت نامه ی صهیون و آمریکاست
بچه های نطفه هایی از لجن روییده در مرداب
کارگردان
استخوانی پرت خواهد کرد
پیش دم جنبانی چلپاسه ای بدبو
آن دَل هرجایی یابو
مزد وق وق کردن سگهای بی اصل و نسب این است
مزد سگدوخوانی این از شغالان بدصداتر
مزد این چندین دهان بی چاک
استخوانی
مزد این مزدورهای مست عیاشش
فکر چندین جایزه از دست خام چند خاخام اند
جایزه در راستای فکرهایی از جنابت تا جنایت پُر
جایزه در راستای گنده گویی ها و چیزی از همین هایی که می دانید و می دانند
پولهای هرزه سهم حنجر بدبوی فحاشش
مرتدند اینان نه یک تن شان
مرتد اول همین بالاترین با بچه های تخس بی مادر
با همان اصحاب یک پاشان به اسرائیل
با همان مسئول کلاشش
مرتد دوم
کارگردان چنین آهنگ بد آهنگ
مرتد سوم همین خفاش عیاشش ...
مانده آن سو مادری چشم انتظار راه
مادری شرمنده ی شاهین...
نه ، خفاشش!
علیرضا قزوه
خوشحالیم از این بابت که لااقل در فضایی مجازی توانستیم مشوق همکلاسی های عزیزمان در گفتن و شنیدن و خواندن و نوشتن باشیم. امید آن داریم که این وبلاگ که هدف از پایه گذاری آن در ابتدا جز به ثمر نشاندن ذهن بارور دوستانمان نبود،بتواند سهم کوچکی در شاه نشین ذهن آنها داشته باشد. تنها یک خواهش که بر قلم آوردن آن را به شما فرهیختگان توهین ولی به رسم عادت مالوف و دیدن ناملایمات تاسف بار بر دوش خود وظیفه میدانیم و آن اینکه توهین به دیگران را بر ذهن زیبایتان راه ندوانید.باشد که در این محدوده فرق دموکراسی و آنارشی را بدانیم که:دموکراسی روا بودن سخن است و آنارشی روا دانستن توهین.